|
|
|
|
|
كنار آمدن با زندگي هرگز به معني از بين بردن خود نيست !! درماندگي و حل شدن خويش در محيط مورد تاكيد و نظر روان شناسان نيست . چيزي كه مورد توافق اكثر متخصصين است همانا تعامل سازنده و هماهنگ با محيط اطراف خود است . در اين تعامل شخص داراي رشد ، بالندگي ، نشاط و اميد بوده و با اطرافيان رابطه اي گرم ، جدي ، صميمي ، خوب ، اجتماعي و نظاير آن دارد . متن ادبي زير را كه برايم ايميل نموده اند بخوانيد و نظر بدهيد . متشكرم آنجا قفسه آويزان بود لباس قرمز مادر وقتي كه او داشت مي مرد مثل زخمي به رديف لباسهاي تيره و كهنه كه او تما م عمرش پوشيده بود. آنها مرا به خانه فرا خواندند ومن لباس را ديدم دانستم او نخواهد پاييد. وقتي من لباس را ديدم گفتم ((چرا مادر چقدر زيبا من هرگزآن رابه تنت نديدم .)) اوبه آرامي گفت ((من هرگز آن رانپوشيدم دخترم بنشين ،من مي خواستم ،اگر بتوانم پيش ازاينكه بروم ،درسي بدهم .)) كنار تخت او نشستم واوباآه ،نفس عميقتري كشيد عميق تراز آنچه من فكر كردم اوبتواند نگه دارد. ((حال كه من بزودي خواهم رفت ، مي توانم چيزهايي راببينم . اوه ،من به توخوب ياددادم ، اما من اشتباه ياددادم .)) ((مادر منظورت چيست؟)) ((خوب ،من هميشه فكرمي كردم كه يك زن خوب هيچ وقت نوبت خودش نمي رسد، چرا كه او بايد فقط درحال خدمت كردن به خانواده باشد اينجاكاركند ،آنجا كاركند ،هميشه رعايت كند خواسته هاي ديگران رابرآورده سازد ومطمئن شود خواسته اش درآخرين گروه است . ((شايد روزي به آنها برسي ، زندگي من مثل آن بود ،برآوردن خواسته هاي پدرت برآوردن خواسته پسرها ،خواهر ها ،وتو .)) ((تو،هرچيزي راكه يك مادر مي توانست ،انجام دادي.)) ((اوه دخترم ،دخترم ،اين كارخوب نبود براي تو،براي او نمي بيني ؟ من درباره توبدترين اشتباه راكردم من براي خودم ،تقاضاي هيچ چيز نكردم ! سرشار ازاضطراب وخيره به ديوار ها مي نگريست وقتي دكتربه او گفت ،آن رابدتلقي كرد به طرف تخت من آمد وبسيار هول شد. زندگي بدون تو؟)) درست است،وقتي من بروم سخت خواهدبود. تومي داني ،اوحتي نمي تواندماهي تابه راپيدا كند ((وشما بچه ها ، آه من سواري مجاني براي همه بودم ،به هركجا . من اولين كسي بودم كه بيدار مي شدم ، آخرين كسي بودم كه مي خوابيدم هرهفته روز هفته ، من هميشه ناني رامي خوردم كه مي سوخت وكوچكترين قطعه را ،كيكي كه خودپخته بودم، ((مي بينم كه بعضي ازبرادرهايت ، چطور اكنون باهمسرانشان رفتار مي كنند واين مرا آزار مي دهد ،زيرااين من بودم كه به آنها آموختم ،وآنها ياد گرفتند ، آنها يادگرفتند كه زن بجز بخشيدن هيچ نيست ، حتي وجودندارد چرا كه هرمقدار راكه من مي توانستم پس انداز كنم صرف لباسهاي شما مي شد،ياكتابهايتان حتي وقتي ضروري نبود. به ياد نمي آورم كه حتي يك بار خودم را به بالاي شهررسانده باشم كه چيزي زيبا براي خودم بخرم . ((مگر سال گذشته كه من آن لباس قرمز راخريدم ، متوجه شدم كه مقداري پول داشتم صحبت خاصي درباره آن نشده بود . مي رفتم كه پول پس انداز شده رابه بانك بسپارم ، اما به نحوي ، بااين جعبه بزرگ به خانه آمدم ، بعد پدرت آن رابرسرم فرو ريخت . ((كجا مي روي كه چنين لباسي بپوشي ، مگر درسال به چندعروسي دعوت مي شويم ؟)) ومن براين گمانم كه حق داشت .شايد! من بجزدرفروشگاه براي امتحان ، هرگزآن لباس رانپوشيدم . اگر هيچ چيزي دراين دنيا براي خودت نگيري ، به نحوي دردنيا ديگر همه چيز خواهي داشت وحالا ديگر به آن اعتقاد ندارم من فكر مي كنم پروردگار مي خواهدماچيزي داشته باشيم اينجا ،وحالا . ((ومن به تومي گويم ،عزيزم ،اگر معجزه اي مي توانست مرازاين تخت بركند، مادر متفاوتي را مي توانستي ببيني ،زيرامن مي توانستم كس ديگر باشم اوه ،من سهم خودم رابسيار طولاني پرداختم من نمي دانستم چگونه آن رابه دست آوردم. اما يادمي گرفتم ،دخترخوبم . من يادمي گرفتم !)) آنجا درقفسه آويزان بود لباس قرمز مادر ،وقتي كه اوداشت مي مرد ، مثل يك زخم ،به رديف لباسها ي تيره وكهنه كه اوتمام عمرش پوشيده بود. سخنان آخرش به من اينها بودند: ((دخترم ،محبتي درحق من بكن ، راه مرادنبال نكن . به من قول بده .)) من قول دادم . اونفسي كشيد سپس نوبت مادررسيد درمرگ . كارول لين پيرسن |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 16:33 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
سال ۱۳۸۷ نو مبارك هميشه و همه جا سرزنده . شاداب باشيد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 8:15 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
حركت كن و اميد داشته باش ! زندگي سراسر شور و حركت و هدف است . دنيا جاي ماندن و سكون نيست . روي پل نبايد خانه ساخت بلكه بايد رفت . از خطر نبايد ترسيد هر روز فكري نو ، حركت نو واحساسي بايد داشت . شعري از پابلو نرودا تقديم حضور مي شود : به آرامي آغاز به مردن مي کني اگر سفر نکني، اگر به اصوات زندگي گوش ندهي، اگر از خودت قدرداني نکني. به آرامي آغاز به مردن مي کني زمانيکه خودباوري را در خودت بکشي، وقتي نگذاري ديگران به تو کمک کنند به آرامي آغاز به مردن مي کني اگر برده عادات خود شوي، اگرهميشه از يک راه تکراري بروي... اگر روزمرگي را تغيير ندهي اگر رنگهاي متفاوت به تن نکني، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکني تو به آرامي آغاز به مردن مي کني اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چيزهايي که چشمانت را به درخشش وا مي دارند و ضربان قلبت را تندترمي کنند، دوري کني... تو به آرامي آغاز به مردن مي کني اگر هنگاميکه با شغلت، يا عشقت شاد نيستي، آنرا عوض نکني اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نکني اگر وراي روياها نروي، اگر به خودت اجازه ندهي که حداقل يکبار در تمام زندگيت وراي مصلحت انديشي بروي.... امروز زندگي را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاري بکن! نگذار که به آرامي بميري... شادي را فراموش نکن! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 8:13 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
علم بهتر است یا ثروت !؟ همه ما می دانیم پول چیست و در این زمان چه قدرتی دارد اما معمولاٌ از قدرت معنوییت و جنبه های روانی انسان بی خبریم . ما هنوز معتقدیم که ایمان ، علم ، عشق ، امید ، شور و عاطفه از مادیات و در راس آنها پول مهم تر و برتر است بنا براین ایمان و علم بهتر از ثروت است . اگر باور ندارید ترجمه شعر یک شاعر را در مورد پول بخوانید ( اصل شعر را يكي از همكاران در اختيارم قرار دادند) به داشته هايم بيشتر فكر كنيم ، خواهيم ديد كه چقدر نكات مثبت داريم كه به آنها بباليم و خدا را شكر كنيم . با پول می توانید یک کاخ بخرید اما یک خانه [ محل آسایش ] هرگز با پول می توانید یک ساعت بخرید اما زمان را هرگز با پول می توانید یک رختخواب بخرید اما خواب و استراحت را هرگز با پول می توانید یک کتاب بخرید اما علم و دانش را هرگز با پول می توانید نزد دکتر بروید اما سلامتی را هرگز با پول می توانید به مقام و موقعیت برسید اما به احترام و شان هرگز با پول می توانید خون بخرید اما زندگی و حیات را هرگز با پول می توانید به ازدواج برسید اما به عشق و محبت هرگز موفق باشيد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 20:22 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
چند راه ساده براي افزايش اعتماد به نفس برخي از ما آدم ها خود را دست كم مي گيريم و از توانايي ها و خصوصيات خود خبر نداريم بعضي ها نيز جرات عرض اندام ندارند و خجالتي و خيلي خيلي با حيا هستند و مرتب اطرافيان حقشان را مي خورند . اگر مي خواهيد بر اين حالات غلبه كنيد مطالب زير را با دقت بخوانيد . 1 – بلند بلند و جدي والبته با چاشني وقار صحبت كنيد . 2 – سعي كنيد در يك جلسه ، جمع يا مراسم خاص در جلوي جمعيت يا جايي كه تو چشم همه باشيد بنشينيد يعني جايي پنهان نشويد . 3 – با تلقين مثبت افكار مزاحم و مخرب را از خود دور كنيد :هي نگوييد ، من نمي توانم . تمركز ندارم . حافظه ام قفل شده . بي استعدادم و .... . به جاي اين جور حرف ها بگوييد ، الان وقت تمركز نيست . بايد تمرين كنم تا بتوانم . و .... 4 – به ورزش ، نشاط و تفريح اهميت بدهيد : لحظات شاد ميزان اميد و انگيزه هاي شما را بالا مي برد . همچنين ديدن اقوام ، دوستان و آشنايان روحيه شما را بهتر مي كند . 5 – مهارت ها و توانمندي خود را بالا ببريد : از آموختن فنون و كسب مهارت هاي گوناگون نظير موسيقي ، زبان خارجي ، رايانه ، نقاشي ، نويسندگي و . .. غافل نشويد . داشتن هر مهارت شما را با محيط اطراف سازگارتر و هماهنگ تر مي كند در نتيجه بيشتر احساس مفيد بودن خواهيد نمود . 6 – صادقانه و صريح نظرات خود را بيان كنيد :با لكنت ، خجالت ، جويده جويده و نامفهوم منظور خود را بيان نكنيد 7 – خوش قول باشيد و كمي زودتر در محل قرار حاضر شويد : دير رسيدن مداوم هميشه شما را دچار استرس و عجله مي كند . ضمنا ممكن است در نظر ديگران به صورت فردي بي مبالات و بد قول جلوه گر كنيد . 8 – تغذيه مناسب فراموش نشود . عقل سالم در بدن سالم است . ايراد گير نباشيد و از تمام مواد خوراكي حلال ميل بفرماييد . شاد باشيد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 12:33 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
کمی تامل کن خواهش می کنم !
از اين دست را مي خوانيم و مي بينيم و مي شنويم ......
· چه قدر مواظب بچه ها بوديم و در تربيت آنها كم نگذاشتيم. · چه قدر زحمت كشيدم و نكته به نكته درس دادم . · قدر ما را نمي دانستند و سر به هوا بودند . · از جان مايه گذاشتم و تلاش كردم كه دانش آموزم موفق شود . · و . . . . .
اما نه ؛ چيزهايي هم بودند و ما جدي نگرفتيم ! · مواظبش بوديم و به بهانه اي از كلاس و مدرسه اخراجش كرديم . · بچه هاي ديگر را از وي ترسانديم و جدا كرديم تا خراب نشوند . · دهها وصله و برچسب زديم " مشكل دار " ، " فاسد " ، " ناهنجار " ، " ناسازگار " ، " خراب " ، " خنگ " و....... · تا مي خورد كتكش زديم و حالش را جا آورديم . · با جراحت "اخراج " او را به عضويت گروه هاي بزهكاري و تبهكاري در آورديم . · او را به انباري از "خشم " ، "نفرت " ، " كينه" ، "غم و اندوه " و ..... مبدل كرديم. · ناله هاي ملتمسانه او را در نگاه ها ، اشك ها و بهت هايش به موذي گري و آب زيركاهي و ... تعبير كرديم .
مشاور ، معلم ، معاون و مدير عزيزم ! مي دانم مشكل دارم ولي بيا با هم به حل آن بپردازيم . فقط كمي كمك مرا به خانواده ام حواله نده ، آنها بيچاره تر و درمانده تر از آن هستند كه به ياريم بشتابند مرحمي بر زخم هايم باش و فقط كمي به حرف هايم گوش كن .
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 21:54 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه ارتباط اجتماعی خوب داشته باشیم ؟ ( فسمت دوم )
* همیشه از وقایع پیش آمده استقبال کنید . نه خیلی نسبت به وقایع خوب شاد و مغرور و سرخوش شوید و نه در مقابل پیشامد های به ظاهر ناگوار خیلی غمگین ، آشفته ، سراسیمه و در هم شکسته شوید . بر خود مسلط باشید و با امید به توانایی های بی کران خود و یاری مهربان ترین منبع ( خدا ) حرکت کنید . * از شادی ها شاکر و بر ناملایمات اندیشه کنید . با شکر به درگاه خدا شادی های خود را با دیگران تقسیم کنید . یعنی دیگران را نیز شاد کنید . خدمت به همنوع یعنی شکرانه ی خدا را به جا آوردن . همچنین با طرح غم ها ، مشکلات و نگرانی های خود با همدردان خود ( دوست صمیمی ، همسر و ... ) دیگران را در حل مشکل خود سهیم کنید . دوستان نیز مشتاق کمک به شما هستند . به خود هراس راه ندهید و از همفکری آنها استفاده کنید . موفق و شاد باشید
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 15:14 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه ارتباط اجتماعی خوب داشته باشیم ؟( قسمت اول) برخی افراد نگران دوستی خود با دیگران هستند . شخص دیگر می خواهد بداند چگونه پیوند خود را با دوستش مستحکم تر سازد ؟ . در مورد نحوه برقراری ، حفظ و ادامه دوستی و ارتباط اجتماعی با سایرین نظرات بسیاری مطرح شده است . بد نیست به برخی از آنها نظری داشته باشیم . قبل از آن به یاد داشته باشیم ارتباط اجتماعی یک نیاز انسانی و یک کشش درونی و فطری ست بنا براین نمی توان نقش آن را در رشد و تکامل آدمی نادیده گرفت . البته همین نیاز و کشش فطری در صورت عدم شناخت موجب انحراف و نابودی آدمی نیز می شود . با این مقدمه کوتاه ببینیم چه راه هایی برای اینکه چگونه ارتباط خوبی با دیگران داشته باشیم ، وجود دارد ؟ · خود را آنگونه که هستید معرفی کنید : تمایلات ، ویژگی های اخلاقی ، خواسته ها ، اعتقادات و ... که مربوط به خودتان هست را بسیار ساده بگویید . دیدگاهی که نسبت به جهان یا جوامع و افراد دارید را مطرح کنید و همچنین این موارد را از طرف مقابل جویا شوید .دیده شده است برخی افراد در مدت دوستی خود ناگهان با نکته ای تازه از طرف مقابل روبرو می شوند که اگر از اول می دانستند وضعیت با حالا فرق بسیار داشت . لذا با یک بحران عاطفی روبرو می شوند . این پدیده در ازدواج های ناموفق بسیار دیده شده است . · تمایلات و علایق مثبت خود رابه طرف مقابل به صورت کلامی ابراز کنید : ضعیف ترین افراد کسانی هستند که نمی توانند عشق و علاقه و محبت خود را به دوست خود ابراز نمایند . از این نکته غافل نباشید که آدمی برده محبت است و ابراز محبت می تواند طرف مقابل را به بند کشد ! کلمات و جملاتی نظیر : تو دوست خوبی برای من هستی . از این که با شما هستم خوشحالم . به من چیزهای زیادی یاد دادی . دوستت دارم . و نظایر آن بسیار راهگشا و مفید هستند . · مودب ، با وقار و صمیمی باشید : دیده شده است برخی افراد باطرف مقابل خود شوخی ، لودگی و بد زبانی کرده و نام آن را خودمانی بودن می گذارند . یا رفتارهای سبک و ناهنجار دارند . اینگونه مسایل معمولاٌ در دراز مدت خوشایند افراد نسیت و آنها را منزجر و متنفر خواهد کرد . صمیمی بودن یعنی افزایش کشش های قلبی و یکرنگی . برای رسیدن به این هدف راه های زیادی به جای بروز آن رفتار های بد یا بدزبانی ها وجود دارد . می توان زندگی زیبا ، راحت و قابل تحمل را فراهم ساخت این دفعه قول می دهم که به زودی قسمت بعدی را آماده و به روز تقدیم شما نمایم موفق باشید |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 12:52 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
بسيار سفر بايد تا شاد شود جانی
دوستان سلام
قرار بود بيشتر در مورد كنار آمدن با زندگي مطلب بنويسم اما مساله ي كنكور و مشكلات آن سر راهمون سبز شد و بحث ما را منحرف كرد .
گرچه غلبه بر كنكور و احساسات منفي آن هم يك جور كنار آمدن است ولي در اين نوشته يكي از روش هايي كه با توسل به آن مي توان از حجم انبوه احساسات منفي ، افكار مخرب ، هيجانات مضر و تصميم هاي غلط اجتناب كرد و به ساحل آرامش رسيد را خدمت شما بزرگواران معرفي مي كنم .
سفر فعاليتي كه متضمن حركت از يك مكان به مكان ديگر است . اين كار موجب مي شود ما از مكاني كه لبريز از نفرت ، استرس ، رنج و دردسر هستيم به جايي برويم كه در آن كمتر استرس و مشكل است .
مسافرت يك از روش هاي كاهش غم و اندوه بود كه در قديم از سوي حكيمان توصيه مي شد .
به طور خلاصه فايده هاي مسافرت عبارتند از :
• دوري از كانون استرس ( هر چند اين دوري موقتي باشد )
• پيدا كردن فرصتي براي آرامش
• داشتن فرصت براي پيدا كردن بهترين راه حل مشكل .
• بازسازي قواي رواني،عاطفي و ذهني .
به ياد داشته باشيد اگر با انجام سفر مي خواهيد از مشكل پيش آمده صرفاٌ فرار كنيد و به نوعي از مواجهه عاقلانه با مانع و دردسر طفره برويد اين كار از نظر روانشناسي كار صد در صد درستي نيست .
براي كنار آمدن با مشكلات زندگي بايد به اهداف و فايده هاي سفر دقت كنيد . مطمئن باشيد با كمي حوصله به ساحل زيباي آرامش خواهيد رسيد .
راستي با يك كيسه خواب يا چادر برزنتي ارزان و مقداري آذوقه ي لازم و يك جاي دنج مي توان به اين اهداف نايل شد .( مسافرت پر هزينه چندان لزومي ندارد .)
سبز باشيد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 14:18 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
کنکور بی کنکور . هرچی بود و نبود تمام شد . هر کی تلاش کرد برنده خواهد شد و آنهایی که نصف و نیمه درس خواندن هنوز تردید دارند . و دسته ای دیگر خودشون را برای سال بعد آماده می کنند و البته با برنامه ای بهتر . یک دسته هم دنبال کارهای دیگه ( ازدواج ، سربازی ، کار و ..... ) . ما هم بنا نداریم حرف دیگری در مورد کنکور بزنیم اما مورد مهم برای آنهایی که در هنگام تحویل کارنامه ی کنکور ( حدوداٌ پانزدهم تا بیستم مرداد ماه ) مجاز به انتخاب رشته می شوند . انتخاب رشته یک بحث سهل و ممتنع است یعنی اگر دقت کنی خیلی ساده و پیش و پا افتاده است و به راحتی می توانی انتخاب های خوبی داشته باشی و اگر دقت نکنی حتی باداشتن شانس قبولی ، در هیچ دانشگاهی وارد نمی شوی . گول اکثر موسساتی که روزهای تحویل کارنامه مثل قارچ می رویند را هم نخورید آنها اکثراٌ داوطلبین را با دادن یک کاغذ پرینت شده از نرم افزار رایانه ای اما با ابهامات فراوان رها می کنند . بهترین روش انتخاب رشته با توجه به علاقه ی خود و مبتنی بر اطلاعات دفترچه شماره 2 است . اما اگر هنوز فکر شما مشوش و دچار وسواس شده اید تعداد اندک مراکز معتبر وجود دارد . اگر شما یا دوستانتان در این زمینه نیاز به همفکری داشتید با آدرس الکترونیکی اینجانب nikoopasand@yahoo.com تماس بگیرید . موفق باشید . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:16 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
دانش آموزان عزيز به روز هاي مهم و سرنوشت ساز نزديك مي شويد . گرچه به نظر من ورود به دانشگاه مساوي با موفقيت نيست اما دانشجو بودن يك ارزش محسوب مي شود . به هر حال هر جور كه درس خوانده اي همانطور هم پاسخ خواهي داد . شانس ، تصادف ، خرافات ، دعانويسي و نظاير آن در قبولي شما نقشي نخواهد داشت . پس در فرصت اندك باقي مانده آخرين تلاشهاي هوشمندانه ي خود را به خرج دهيد . ( اميد وارم مطلب قبلي راخوانده باشيد )و با آرامش خاطر و در نظر گرفتن موارد زير در جلسه ي كنكور حاضز شويد . خدا يارتان ! موارد مهم درجلسه امتحان و تست زدنهاي جلسه كنكور نكات كلي : - با توجه به ويژه نامه اي كه هنگام تحويل كارت ورود به جلسه ارائه مي شود گزينه مربوط به رشته هاي نيمه متمركز و رشته هاي خاص را در صورت علاقمندي در پاسخنامه علامت بزنيد - دقت داشته باشيد احتمالا براي هر درس يك پاسخنامه در نظر گرفته خواهد شد . موفق باشيد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 17:12 توسط مرتضی قاجارگر
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان
اگر به یاد داشته باشید یکی از راه های رسیدن به آرامش را داشتن یک برنامه برای زندگی دانستیم البته موراد دیگری نیز برشمرده شد .همانطور که وعده نمودیم در این فضا سعی خواهیم کرد راه های رسیدن به ساحل آرامش و رفاه را با زبانی ساده به تدریج ذکر کنیم . هر سال غولی به نام کنکور بر سر راه میلیون ها جوان ایرانی به انتظار می ایستد . افرادی که فاقد هماهنگی شخصی و فاقد یک برنامه ی منظم برای مطالعه باشند معمولاٌ در مقابل این غول کم می آورند و بعضی ها اضطراب . افسردگی و سایر اختلالات روانی را تجربه خواهند کرد. گرچه فاصله شما تا کنکور چیزی حدود یک ماه است اما با در نظر گرفتن موارد زیر می توانید به خودتان کمک کنید . ( به یاد داشته باشید اگر می خواهید در سیر زندگی از دردسر های زیاد و اشتباهات پی در پی دور باشید برای هر بخش از آن یک برنامه ای تهیه کنید . )
در ماه آخر چگونه درس بخوانيم؟ نكات كلي :
برنامه ريزي هفته آخر قبل از كنكور سراسري
برنامهريزي روز آخر
| ||